تبلیغات
رهروان کوثر - ١٨ ذی‌حجه

رهروان کوثر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ رهروان کوثر خوش آمد میگویم ... برای سلامتی آقا صاحب الزمان صلوات .

١٨- ذی‌حجه

1ـ عید سعید غدیر خم

2ـ بیعت مردم با حضرت على(علیه السلام)

1ـ عید سعید غدیر خم

در روز هیجدهم ذیحجة سال دهم هـ .ق. در بازگشت از حجة الوداع واقعة غدیر به وقوع پیوست و طى سه روز كه كاروان صد و بیست هزار نفرى حاجیان در غدیرخم توقف داشتند،  پیامبر(صلی الله علیه و اله) در بلندترین خطبة خود، على بن ابىطالب و یازده امام(علیه السلام) بعد از او را به عنوان امامان مردم تا روز قیامت معرفى كردند و از همة آن جمعیت بیعت گرفتند.

ـ عید بزرگ آل محمد(علیهم السلام)




عید سعید غدیر خم، عید آل محمد(علیهم السلام) به شمار مى آید؛ چرا كه واقعه ای بسیار مهم و عظیم است و طى آن به دستور الهى اعلام عمومى به وصایت بلافصل امیرمؤمنان على بن ابى طالب(علیه السلام) شده است .

این روز عید مبارك آسمانى است؛ روزى است كه خداوند متعال حضرت ابراهیم(علیه السلام) را از آتش نجات داد؛ توبة حضرت آدم (علیه السلام) قبول شد؛ خداوند متعال حضرت موسى(علیه السلام) را بر ساحران غلبه داد؛ حضرت موسى(علیه السلام) در حضور امت خود یوشع بن نون را وصى خود گردانید؛ حضرت عیسى(علیه السلام) شمعون الصفا را جانشین خود کرد؛  حضرت سلیمان(علیه السلام) رعیت خود را بر جانشینى آصف بن برخیا گواه گرفت؛  روز عقد اخوت بستن پیامبر(صلی الله علیه و اله) بین اصحابش است؛  در این روز پیامبران جانشینان خود را معین مى نمودند و زیارت امیرمؤمنان(علیه السلام) در این روز وارد شده است .

ماجرای غدیر چنین بود كه در روز شنبه، چهار یا پنج روز مانده به آخر ذى القعده سال 10 هـ .ق. پیامبر (صلی الله علیه و اله) غسل نمودند وهمراه با 120 هزار نفر از مسلمانان ، از مدینه خارج شدند.  در این سفر حضرت صدیقة طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، ام هانى خواهر امیرمؤمنان (علیه السلام)، فاطمه بنت حمزه، ام سلمه و سایر همسران پیامبر (صلی الله علیه و اله) از جمله عایشه و حفصه حضور داشتند . امیرمؤمنان(علیه السلام) هم از یمن با عده اى وارد مكه شدند.

ـ دستور الهى براى مراسم غدیر

اوایل روز 18 ذی‌حجه که کاروان حاجیان پس از مراسـم باشـکوه حج به غدیرخم رسیدند، جبرئیل نازل شد و آیة 67 سورة مائده را آورد كه شامل تبلیغ ولایت مولى الموالى امیرمؤمنان(علیه السلام) و در امان بودن آن حضرت از شرّ منافقان بود: «یَا  أَیُّهَا  الرَّسُولُ  بَلِّغْ  مَا  أُنزِلَ  إِلَیْكَ مِن  رَّبِّكَ  وَ إِن  لَّمْ  تَفْعَلْ  فَمَا  بَلَّغْتَ  رِسَالَتَهُ  وَ اللّهُ  یَعْصِمُكَ مِنَ  النَّاسِ  إِنَّ  اللّهَ  لاَ یَهْدِی  الْقَوْمَ  الْكَافرین؛ اى پیامبر تبلیغ كن به مردم آن امرى را كه دربارة على(علیه السلام) از جانب خدا بر تو فرستاده شده و اگر این كار را انجام ندهى، رسالت الهى را تبلیغ نكرده ای! و خدا تو را از شرّ مردم حفظ می‌نماید. خداوند كافران را هدایت نمى كند.»

ـ پیامبر (صلی الله علیه و اله) بر فراز منبر

هنگام ظهر، پیامبر (صلی الله علیه و اله) بعد از نماز جماعت، بالاى منبرى كه زیر دو درخت كهنسال بود و توسط سلمان و ابوذر و مقداد و عمار ساخته شده بود، رفتند و امیرمؤمنان(علیه السلام) را بر فراز منبر یك پله پایین تر قرار دادند، در حالى كه عده اى از منافقان مقابل منبر بودند.  بعد از بیان كلمات گهربار خویش در توحید و صفات كمال حق تعالى و بیان قسمت عمده اى از احكام حلال و حرام دین خدا، گذشتة عرب و زندگى وعقاید آنان و زحماتى را كه آن حضرت كشیده اند، بیان داشتند. سپس فرمودند: «بین قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) اتصال ناگسستنى است و از یكدیگر جدا نمى شوند تا روز قیامت كنار حوض كوثر بر من وارد شوند».

سپس قسمتى از فضایل و مناقب امیرمؤمنان(علیه السلام) را بیـان فرمودنـد و درباره امامت و ولایت آن حضرت و اولادشان تا حضرت مهدى (عج) چند بار تاكید كردند. آن‌گاه آیة نازل شده را بیان و سپس فرمودند: «اى مردم! در تبلیغ آن چه خداوند بر من نازل كرده كوتاهى نكردم و من سبب نزول این آیه را بیان مى‌كنم. جبرئیل دوبار بر من نازل شد و از جانب خداوند به من امر كرد كه در این مكان به هر سفید وسیاهى از هر قبیله اى اعلام كنم كه على بن ابى طالب(علیهما السلام) وصى و جانشین و امام بعد از من است. او بعد از خدا و رسولش ولى و صاحب شما و اولى بر همه شما از خود شماست در این باره خداوند برمن آیه اى نازل نموده است: «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» .

سپس فرمودند: «من از جبرئیل خواستم كه از خداوند بخواهد مرا از تبلیغ این امر معذور بدارد، چون به كمى مؤمنان و زیادى منافقان و استهزاكنندگان به اسلام آگاهم». آن گاه فرمودند: «اوست كه هدایت به حق مى كند و عمل به آن مى نماید. او را فضیلت دهید كه خدا او را فضیلت داده و او را قبول كنید كه خداوند او را منصوب نموده است. اى مردم! او امام از طرف خداست. منكر ولایت او آمرزیده نخواهد شد و توبه اش قبول نمی شود».

ـ معرفى على ابن ابیطالب (علیه السلام)

در این هنگام پیـامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود: «الـست اولى بـكم مـن انفـسكم»؟

همه گفتند:« اللهم بلی» فرمود: «هذا على اخى و وصیی؛ من كنت مولاه فهذا على مولاه و هو على بن ابى طالب؛ هر كس كه من مولى و صاحب اختیار او هستم، این على مولى و صاحب اختیار اوست؛ بار الها، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن بدارد». كلماتى دیگر نیز براى تاكید فرمان الهى و اقرار مردم بیان نمودند. سپس فرمودند: «خبر غدیر را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند».

بعد دستور داد تا چادرى جداگانه براى امیرمؤمنان (علیه السلام) زدند و فرمود: «همه بروند و به آن حضرت سلام كنندو بگویند: "السلام علیك یا امیرالمؤمنین"» عمر آمد و سلام كرد و گفت: «بخ بخ یا بن ابى طالب؛ اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة». ابوبكر نیز در این تهنیت باعمر شریك بود . بیعت سه روز طول كشید و در این مدت نماز ظهر و عصر را با هم میخواندند. بعد از نماز، بیعت تا غروب ادامه داشت و نماز مغرب و عشا را نیز با هم مى‌خواندند.

براى بیعت زنان، ظرف آبى زیر پرده اى قرار دادند، به طورى كه نصف ظرف در طرفى و نصف دیگر آن در طرف دیگر پرده قرار داشت. یك طرف امیرمؤمنان(علیه السلام) دست مبارك خود را داخل ظرف آب قرار داده بودند، و طرف دیگر زنها دست خود را مى گذاشتند و ضمن تبریك مى گفتند: «السلام علیك یا امیرالمؤمنین». حضور حضرت صدیقة طاهره(سلام الله علیها) زینت بخش مراسم بود .

بعد از اعلام ولایت در غدیر، جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا ؛ امروز براى شما دینتان را كـامل و نعـمتم را بر شـما تـمام نمـودم و اسلام را به عنوان دین شما راضى شدم».



[ پنجشنبه 2 آبان 1392 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ ح . احمدی ]

[ نظرات() ]


اَللهُمَ عَجِل لِوَلِیِکَ اَلفَرَج




کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به آقا صاحب الزمان میباشد و هرگونه کپی برداری از آن مجاز است


مدیریت وبلاگ ح.احمدی